در دیار ما هستند زنانی که برای تولدشان جشنی گرفته نشد، کودکی شان بر روی چشمه ها گذشت در هیات ظرف شستن و یا بر پشت بام ها و کوچه ها، در هیات جارو زدن و یا بچه داری. آغازی برای جشن نوجوانی نداشتند که به خواست و ارده پدرانشان ازدواج کرده بودند و شب عروسی موفق می شدند شوهر خود را ببینند و آیین شوهرداری را در شب زفاف از مسن ترین پیرزن می آموختند و تا همیشه شوهر برایشان آقا بود و سروری که بعد از مرگش، از دستش راحت می شدند! بسیاری از آنان برای اولین بار در منزل شوهر بالغ شدند و اولین فرزندشان را در 13 و 14 و یا نهایتاً 15 سالگی به دنیا آورده اند! تمام نوجوانی و جوانی شان در خانه داری، بچه داری، حفظ آیین و سنن و آداب و صد البته ظلم و جوری گذشت که بخاطر عروس! بودن باید تحمل می کردند؛ عروس بودن تفاوتی با کنیز نداشته است، از پدرشوهر گرفته تا برادر شوهر و مادرشوهر و صد البته شوهر کتک می خوردند و اگر به حالت قهر به خانه پدری بازمی گشتند در آنجا هم کتک مفصلی می خوردند که چرا برگشته ای؟ تو عروس آن خانواده هستی! در دیار ما هستند زنانی که تمام آرزویشان داشتن یک پیراهن بود شبیه آنچه بر تن دختر بیگ بود! آنچه بر تن زن فلان تاجر بود که به تازگی از بغداد بازگشته بود! در دیار ما بودند زنانی که تمام آرزویشان یک فرش بود، یک طاقچه زیبا بود، یک ظرف زیبای چینی بود و بودند زنانی که تمام آرزویشان خوردن برنج بود با خورش آنهم در ایام بارداری! هستند و بودند زنانی که اینگونه زیستند، زندگی کردند و همان سرنوشت را برای فرزندانشان هم رقم زدند و سوای پیشرفت های اجتماعی که یک پروسه جهانی بود و مطلقا هیچ ارتباطی با آنان نداشت، اما با بازتولید آداب های سختگیرانه سعی کردند دخترانشان را در همان قالب حفظ کنند و نگه دارند و برای این کار دخترانشان را آزار و اذیت های فراوان کردند! آنان را تحت فشار قرار دادند تا دقیقا و مو به مو، طبق همان سنت ها رفتار کنند و بازتولیدی باشند از آنچه خود آنها بودند؛ همین باعث شد تا علیرغم پیشرفت های اجتماعی و تغییر در سبک زندگی، بازهم زنانی داشته باشیم که قربانی خشونت های پنهان خانگی هستند؛ چرا؟ چون این امر عادی بود و همه زن های دیگر هم کتک می خوردند اما برای حفظ آبرو! سخنی بر زبان نمی آورند! به رشد هنر اعتراض مطلقاً کمکی نکردند. همین باعث شد تا زنان تنها بازتولیدی باشند از آنچه مادران ناکام خواسته بودند! و این شد سرنوشت اکثریت زنان اجتماع ما؛ زنان امروز اجتماع ما قربانی خشونت های پنهان خانگی هستند. زنان امروز اجتماع ما وابسته هستند؛ هم از نظر اقتصادی و هم از نظر امورات شخصی. زنان امروز اجتماع ما یا هیچ آرزویی ندارند، یا آرزوهایشان در دیگران تعریف می شود و یا هیچ شباهتی به آرزو ندارد و به خودشان مربوط نمی شود. زنان امروز اجتماع ما خودشان را در دیگران تعریف می کنند، همیشه به دنبال تایید دیگران هستند. زنان امروز اجتماع ما تابع قدرت هایی هستند که برای آنان تعیین تکلیف می کند؛ زنان امروز اجتماع ما طبق آموخته هایشان رفتار می کنند و به هیچ موردی فکر نمی کنند و معترض نیستند؛ و بدتر از همه اینکه دارند نسلی پرورش می دهند که از همین الان مد مو برایش مهم است و ست کیف و کفش! زنان اجتماع ما هیچ استفاده ای از کتاب و مجله و روزنامه ندارند و تلگرام و فیس بوک برایشان معنایی ندارد جز هر آن چیزی که در روزمرگی هایشان هست! تلگرام ها و فیس بوک هایی که از هویت خودشان تهی است و عموما با نام فرزندانشان ثبت می شود و تصویری از بایدهایی مثل گل، دشت، کوهستان و .... ! ((در این میان نباید استثناها را نادیده گرفت؛ اما موضوع مطلب امروز من، پرداختن به موارد استثنا نیست. )) موضوع زنانی است که مردان زندگیشان (پدر، عمو، دایی، برادر، شوهر و پسر) برایشان تصمیم گرفتند و آنان طبق خواست این مردان زندگی کرده اند! و همین را برای دخترانشان هم بازتولید کردند و ادامه دادند! زنانی که اعتراض نکردند، که نفهمیدند چه بر سرنوشتشان گذشت، نفهمیدند که انسان اند و حق زندگی دارند و آروز و انتخاب و خواسته!، زنانی که نه خودشان برای فهمیدن تلاش کردند و نه گذاشتند دخترانشان تلاش کنند و مثل یک دیوار محکم، مقابل تمام تفکرات انتقادی ایستادند و با انگ های اخلاقی بسیاری از زنان متفاوت را حذف اجتماعی کردند؛ به زن بودن خودشان رحم نکردند و برای اجتماع هم وقتی نگذاشتند و مسئولیتی قبول نکردند. این زنان در دیروز و امروز و فردا می میرند! کاش مادامی که زنده اند این حصارهای تنگ را بر روی زنان اجتماع می شکستند و از آنان می خواستند که زندگی کنند، برای خودشان و آرزوهایشان و زیبایی. و می خواستند که عشق بورزند و شاد باشند و از ته دل بخندند! کاش این زنان تلاش می کردند برای بهبود شرایط اجتماعی زندگی زنان. همه می میرند ولی ای کاش هر مرگی آموزنده راهی باشد برای زندگی شادتر.

کانال آگاهی زنان در تلگرام:  https://telegram.me/agahibakhshizanan

 

منبع : زن | همه می میرند؛ بعضی ها از همان ابتدا مرده اند/ فروزان رسولی
برچسب ها : زنان ,اجتماع ,زنانی ,خودشان ,آنان ,شوهر ,امروز اجتماع ,زنان امروز ,زنان اجتماع ,بودند زنانی ,تمام آرزویشان ,زنان امروز اجتماع